Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Ayineye Mehr Ayiin - Mohammadreza Shajarian & Hassan Kasayi
Description: آیینهی مهر آیین – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حسن کسایی در خانه موسویاجرای خصوصی در شور و ابوعطا – ۱ مهر ۱۳۵۸صحبتهای انتهایی این اجرا:– خیلی ممنون. خسته نباشید.کسایی: پام درد گرفته. من دو تا پام خواب رفته. اصلا دیگه نمی تونم.. وای… بدجوری نشستم…– آقای «شجریان»! دیگه تموم…– آقا کُپی یادت نره…– خرج داره قربون!– اینو یادگاری نیگه دارید.– خرج داره…کسایی: فعلا همین اصلشو بذاریم تا آقای «غیور» وَردارِد ببِرِد…– تا حالا کپی شو از ایشون بگیرید– اصلشو دارِد آقا! ضبط دارِد می کنِد. اصلش اینجاست. پیش خود غیور هست.عرض کنم که بنده ارادت دارم به ایشون. هم آقای «شجریان» می خواد که سر به تنش نباشد! بله… می گم هم من بهش ارادت دارم هم آقای «شجریان» می خواد سر به تنش نباشد!…(خنده)… چه می دونم! خلاص…– امشب چون واقعا شب تولد آقای «شجریان» هم هست . تبریک هم می گیم. واقعا جشن تولدی هم شد.کسایی: اتفاقا تولد بنده هم در همین نیمه های مهر ماهه. بله. و حتی خانومم هم همین طور!– تولد من هم آبان ماهه!– نوابغ همین طورن آقا! همین دو ماهن!– منِ بدبخت که در ماه اردیبهشتم. یعنی می رم بهشت آقا!– بفرمائید آقای «شجریان»…محمّدرضا شجریان: در خدمت استاد بی نظیر. استاد زمانه و نابغه موسیقی که بارها با دوستان صحبت شده به اعتقاد منه خب! که زیاد از موسیقی سرم در نمیآد ولی خب! سلیقه من اینه که تو این صدساله ما نظیر ایشون رو نداشتیم و بعد هم نخواهیم داشت. حمل بر این نشه که روبه روشون این صحبت رو می کنیم. من همیشه پشت سرشون هم گفتم. استاد… و خب! بلاخره شنوندگانی که اهل ذوق هستند و تا یه مقداری گوششون به موسیقی ایرانی آشنا هست حتما تصدیق خواهند کرد که این عرض بنده رو.در خدمتشون هستیم. در منزل آقای «محمّد موسوی». امروز استاد بیشتر از همیشه سرحال بودند. و چند تا برنامه های خیلی خوبی رو اجرا کردن. به شرطی که آقای «موسوی» این نوار رو ضبط کنن به ما هم بدن.موسوی: کپی که می دیم…محمّد رضا شجریان: آقای «غیور» تشریف دارن. آقای «رضوانیان» دوست بنده تشریف دارن. خانوم بنده هستن. خانوم استاد «کسایی» هستن. امروز هم… تولّد بنده است اما جشن نگرفتن این بی انصافا برای ما!– تورو خدا! این خانومتو دوست داری؟ خانومتو دوست داری یا نه؟!– حالا این صحبتشو تو دادگاهِ انقلاب می کنیم! (خنده جمع)در اول مهرماه ۱۳۵۸ هست. و واقعا استفاده کردیم از ساز استاد. واقعا.(ادامه ی فایل صحبتهای استاد کسایی درباره ی استاد شجریان و موسیقی در ایران است)حالیا مصلحت وقت در ان میبینمکه کشم رخت به میخانه و خوش بنشینمجز صراحی و کتابم نبود یار وندیمتا حریفان دغا را به جهان کم بینمبس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاحشرمسار رخ ساقی و می رنگینمجام می گیرم و از اهل ریا دور شومیعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینمبر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسندکه مکدر شود آیینهی مهر آیینمسر به آزادگی از خلق برآرم چون سروگر دهد دست که دامن ز جهان برچینمسینه تنگ من و بار غم او هیهاتمرد این بار گران نیست دل مسکینممن اگر رند خراباتم و گر حافظ شهراین متاعم که تو میبینی و کمتر ز اینم***ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه میپنداشتیمتا درخت دوستی کی بر دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیمگفت و گو آیین درویشی نبودورنه با تو ماجراها داشتیمشیوه چشمت فریب جنگ داشتما ندانستیم و صلح انگاشتیم