Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Yousofe Gomgashte - Shajarian & Payvar Ensemble
Description: یوسف گمگشته – کنسرت محمدرضا شجریان و گروه پایور در آواز بیات ترکاین کار در سال ۱۳۵۸ و به مناسبت افتتاح اولین دوره مجلس شورا اجرا شده است.یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستان غم مخوراین دل غمدیده حالش به شود دل بد مکنوین سر شوریده بازآید به سامان غم مخورگر بهار عمر باشد باز بر تخت چمنچتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخوردور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور***این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکنوین سر شوریده بازآید به سامان غم مخورهان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیبباشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخورای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکندچون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور***ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکندچون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخورهان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیبباشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخوردر بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدمسرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخورگر بهار عمر باشد باز بر تخت چمنچتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور***نمیبینم نشاط عیش در کسنه درمان دلی نه درد دینیدرونها تیره شد باشد که از غیبچراغی برکند خلوت نشینیگر انگشت سلیمانی نباشدچه خاصیت دهد نقش نگینی***گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعیدهیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخورحال ما در فرقت جانان و ابرام رقیبجمله میداند خدای حال گردان غم مخورحافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تارتا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور***باز شوق یوسفم دامن گرفتپیر ِ ما را بوی پیراهن گرفتای دریغا نازک آرای تَنَشبوی خون می آید از پیراهنشای برادرها ! خبر چون می برید :“این سفر ، آن گرگ یوسف را درید “؟ای شما آزردگان نازنین!عمرتان بادا صبوحی بیش از اینیوسفی در چاه و این کنعانیانبر سر بازار سودند نازیانچون نمی دید آن جمال نوردهچشم یعقوب و زلیخا کور به***رحم ای خدای دادُگر کردی نکردیابقا به فرزند بشر کردی نکردیاز این سپس میدان شاهان جهان راگر از حلب تا کاشغر کردی نکردیپیش ملل شرمندگیمان گشت از این روما را از این شرمندهتر کردی نکردیگر کینه خواهی دل خرابی های ایرانما را به شه گر کینهور کردی نکردیدر سایهی این شاخه هرگز گل نرویدبا تیشه قطع این شجر کردی نکردیاز تارُک شاه قَدَرقُدرت اگر دوراین تاجُ با دست قَدَر کردی نکردیبا مجلس شورا ز “عارف” گو جز این کارفردا اگر کار دگر کردی نکردی