Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Sham'e Falak - Mohammadreza Shajarian - Afshari
Description: شمع فلکاجرای خصوصی در افشاریآواز: محمدرضا #شجریانسنتور: ؟ (احتمالا محمدرضا شجریان)ویولن: ؟تنبک: ؟طراحی هنری: سیما زنگی سپاس فراوان از حمیدرضا پارسا برای ارسال این اجرا تا حال منت خبر نباشددر کار منت نظر نباشدتا قوت صبر بود کردیمدیگر چه کنیم اگر نباشدآیین وفا و مهربانیدر شهر شما مگر نباشداین شور که در سر است ما راوقتی برود که سر نباشدبیچاره کجا رود گرفتارکز کوی تو ره به در نباشدچون روی تو دلفریب و دلبنددر روی زمین دگر نباشدگر حکم کنی به جان سعدیجان از تو عزیزتر نباشد***************خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نماییبشدی و دل ببردی و به دست غم سپردیشب و روز در خیالی و ندانمت کجاییدل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتمنه عجب که خوبرویان بکنند بیوفاییتو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانمکه جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفاییچه کنند اگر تحمل نکنند زیردستانتو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاییتو که گفتهای تأمل نکنم جمال خوبانبکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی ***************میبرزند ز مشرق شمع فلک زبانهای ساقی صبوحی درده می شبانهعقلم بدزد لختی چند اختیار دانشهوشم ببر زمانی تا کی غم زمانهگر سنگ فتنه بارد فرق منش سپر کنور تیر طعنه آید جان منش نشانه***************خوش میروی به تنها تنها فدای جانتمدهوش میگذاری یاران مهربانتآیینهای طلب کن تا روی خود ببینیوز حسن خود بماند انگشت در دهانتهر دم کمند زلفت صیدی دگر بگیردپیکان غمزه در دل ز ابروی چون کمانتای گلبن خرامان با دوستان نگه کنتا بگذرد نسیمی بر ما ز بوستانتمن آب زندگانی بعد از تو مینخواهمبگذار تا بمیرم بر خاک آستانتمن فتنه زمانم وان دوستان که داریبی شک نگاه دارند از فتنه زمانت***************من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش از باده مستانه بودمدر عشق و مستی، افسانه بودمنالان از تو شد، چنگ و عود و منتار موی تو، تار و پود من