Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Moride Kharabat - Shajarian, Sharif & Malek
Description: مرید خرابات - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، فرهنگ شریف و جهانگیر ملکاجرای ۱۲ اسفند ۱۳۶۲ شور و بیات ترک سرم خوش است و به بانگ بلند می گویمکه من نسیم حیات از پیاله می جویمعبوس زهد به وجه خمار ننشیندمرید خرقه دردی کشان خوش خویمشدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوستکشید در خم چوگان خویش چون گویمگرم نه پیر مغان در به روی بگشایدکدام در بزنم چاره از کجا جویممکن در این چمنم سرزنش به خودروییچنان که پرورشم می دهند میرویمتو خانقاه و خرابات در میانه مبینخدا گواه که هر جا که هست با اویمز شوق نرگس مست بلند بالاییچو لاله با قدح افتاده بر لب جویمغبار راه طلب کیمیای بهروزی استغلام دولت آن خاک عنبرین بویمبیار می که به فتوای حافظ از دل پاکغبار زرق به فیض قدح فرو شویم*****عیشم مدام است از لعل دلخواهکارم به کام است الحمد للهای بخت سرکش تنگش به بر کشگه جام زرکش گه لعل دلخواهما را به رندی افسانه کردندپیران جاهل شیخان گمراهاز دست زاهد کردیم توبهو از فعل عابد استغفراللهجانا چه گویم شرح فراقتچشمی و صد نم جانی و صد آهشوق لبت برد از یاد حافظدرس شبانه ورد سحرگاه*****همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدحباب وار بر اندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتدشبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری به بام ما افتدبه بارگاه تو چون باد را نباشد بارکی اتفاق مجال سلام ما افتدچو جان فدای لبش شد خیال می بستمکه قطره ای ز زلالش به کام ما افتدخیال زلف تو گفتا که جان وسیله مسازکه از این شکار فراوان به دام ما افتد*****آلاله کوهسارانم ته ای یاربنفشه جوکنارانم ته ای یارآلاله کوهساران هفته ای بیامید روزگارانم ته ای یار*****ز دل نقش خیالت در شب یارخیال خط و خالت در شب تارمژه سازم به گرد دیده پرچینکه تا وینم جمالت در شب تار*****دلم بی وصل ته شادی مبینادزدرد و محنت آزادی مبینادخراب آباد دل بی مقدم توالهی هرگز آبادی مبیناد*****مرا نه سر نه سامون آفریدندپریشونم پریشون آفریدندپریشون خاطرون رفتند در خاکمرا از خاک ایشون آفریدند*****روشنی طلعت تو ماه نداردپیش تو گل رونق گیاه نداردتا چه کند با رخ تو دود دل منآینه دانی که تاب آه ندارددیدم و آن چشم دل سیه که تو داریجانب هیچ آشنا نگاه نداردخون خور و خامش نشین که آن دل نازکطاقت فریاد دادخواه نداردرطل گرانم ده ای مرید خراباتشادی شیخی که خانقاه نداردگو بر