Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Barg-e Tanhayi - Shajarian & Mousavi
Description: برگ تنهایی - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی در دشتیاز آرشیو پژمان طهماسبیان با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیستدستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشدترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست بر گلت آشفتهام بگذار تا در باغ وصلزاغبانگی میکنم چون بلبلآواییم نیست تا مصور گشت در چشمم خیال روی دوستچشم خودبینی ندارم روی خودراییم نیست درد دوری میکشم گر چه خراب افتادهامبار جورت میبرم گر چه تواناییم نیست طبع تو سیر آمد از من جای دیگر دل نهادمن که را جویم که چون تو طبع هرجاییم نیستسعدی آتشزبانم در غمت سوزان چو شمعبا همه آتشزبانی در تو گیراییم نیست*************روز وصلم قرار دیدن نیستشب هجرانم آرمیدن نیستطاقت سر بریدنم باشدوز حبیبم سر بریدن نیستمطرب از دست من به جان آمدکه مرا طاقت شنیدن نیستدست بیچاره چون به جان نرسدچاره جز پیرهن دریدن نیستما خود افتادگان مسکینیمحاجت دام گستریدن نیستدست در خون عاشقان داریحاجت تیغ برکشیدن نیستبا خداوندگاری افتادمکش سر بنده پروریدن نیستگفتم ای بوستان روحانیدیدن میوه چون گزیدن نیستگفت سعدی خیال خیره مبندسیب سیمین برای چیدن نیست*************نمیدانم دلم دیوانهٔ کیستاسیر نرگس مستانهٔ کیستنمیدونم دل سرگشتهٔ موکجا میگردد و در خانهٔ کیست*************دو چشمم درد چشمانت بچینادمبو دردی به چشمانت نشینادشنیدم رفتی و یاری گرفتیاگر گوشم شنید چشمم مبیناد*************مو که یارم سر یاری ندارهمو که دردم سبکباری ندارههمه واجن که یارت خواب نازهچنین خوابه که بیداری نداره*************دلم بی وصل تو شادی مبینادبه غیر از محنت آزادی مبینادخرابآباد دل بی مقدم تهالهی هرگز آبادی مبیناد*************دلا خوبان دل خونین پسندنددلا خون شو که خوبان این پسندندمتاع کفر و دین بیمشتری نیستگروهی اون گروهی این پسندند*************پسندی خوار و زارم تا کی و چندپریشان روزگارم تا کی و چندز دوشم باری ار باری بگیریگری سربار بارم تا کی و چند*************اَلالهی کوهسارانِم تویی یاربنفشه جوکنارانِم تویی یارالاله کوهساران هفتهای بیامید روزگارانِم تویی یار*************دلم زار و دلم زار و دلم زارطبیبم آورید دردِم کِرید چارطبیبِم چون بِوینه بِرْ مُوی زارکِرَه دَرمونِ دردِم را به ناچار*************فلک! زار و نزارِم کِردی آخِرجدا از گلعذارِم کِردی آخِرمیان تختهٔ نردم نشوندیشش و پنجی بکارِم