Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Azarestoun - Shajarian & Mousavi
Description: آذرستوناجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی به تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۵۹شوشتری و سهگاهبه همت دوست عزیزمان جناب سینا مهدویان کار پیش رو آماده شد.علاوه بر کیفیت بالای این نسخه، فرق دیگرش با سایر نسخههای موجود در نت، صحبتهای پایانی ترک دوم است که تاریخ اجرا و افراد حاضر در محفل توسط شجریان معرفی میشوند.ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییمبر ما نظری کن که در این شهر غریبیمبر ما کرمی کن که در این شهر گداییمزهدی نه که در کنج مناجات نشینیموجدی نه که در کنج خرابات درآییمنه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیماینجا نه و آنجا نه که مقیم کجاییمحلاج وشانیم که از دار نترسیممجنون صفتانیم که در عشق خداییمترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بوداکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییمما را به تو سری است که کس محرم آن نیستگر سر برود سر تو با کس نگشاییمما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت استبردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم*****گلستون جای تو ای نازنینممو در گلخن به خاکستر نشینمچه در گلشن چه در گلخن چه صحراچو دیده واکرم جز تو نوینم*****ز عشقت آتشی در بوته دیرمدر آن آتش دل و جان سوته دیرمسگت گر پا نهد بر چشمم ای دوستبه مژگان خاک راهش روته دیرم*****هزاران غم به دل اندوته دیرمبه سینه آتشی افروته دیرمبه یک آه سحرگه از دل تنگهزاران مدعی را سوته دیرم*****غم عالم همه کردی به بارممگر مو لوک مست سر قطارممهارم کردی و دادی به ناکسفزودی هر زمان باری به بارم*****به آهی گنبد خضرا بسوجمفلک را جمله سر تا پا بسوجمبسوجم ارنه کارم را بساجیچه فرمایی بساجی یا بسوجم*****به دل درد غمت باقی هنوزمکسی واقف نبو از درد سوزمنبو یک بلبل سوته به گلشنبه سوز مو نبو کافر به روزم*****فلک کی بشنوه آه و فغونمبه هر گردش زنه آتش به جونمیک عمری بگذرونم با غم ودردبه کام دل نگرده آسمونم*****بی ته گلشن چو زندونه به چشممگلستون آذرستون ـه به چشممبی ته آرام و عمر و زندگانیهمه خواب پریشونه به چشمم*****خوش آن ساعت که رخسار ته وینمکمند عنبرین تار ته وینمنوینه خرمی هرگز دل مومگر آن دم که رخسار ته وینم*****مو که افسرده حالم چون ننالمشکسته پر و بالم چون ننالمهمه گویند فلانی ناله کم کنته آیی در خیالم چون ننالم*****غلام نرگس مست تو تاج دارانندخراب باده لعل تو هوشیارانندتو را صبا و مرا آب دیده شد غمازوگر نه عاشق و معشوق راز دارانندبه زیر زلف دوتا چون گذر کنی بینیکه ا