Want to create an interactive transcript for this episode?
Podcast: خصوصی - Khosousi
Episode: Faryade Del - Hayedeh, Elaheh, Badiee & Malek
Description: فریاد دلاجرای خصوصی۲۸ بهمن سال ۱۳۵۰ منزل حبیبالله بدیعیخوانندگان: #هایده و #الههویولن: حبیبالله #بدیعیتنبک: جهانگیر #ملکآمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبودنقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بودعکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبودلب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشتدل همان دل بود اما مست و بی پروا نبودبر لب لرزان من فریاد دل خاموش بودآخر آن تنها امید جان من تنها نبودبه زمانی که محبت شده همچون افسانهبه دياری که نيابی خبری از جانانهدل رسوا دگر از من تو چه خواهی ديوانهاز آواز دلم، زمزمهی ساز دلم، من به فغانمای دل چه بگويم، وز شررت چه بگويم، حيرانمتو همان شرری که خرمنِ جانِ من بسوزیتو که با نگهی به جان من شعله برفروزیتو که از صنمی نديدهای رویِ آشناییز چه رو دلِ من تو اينچنين کُشتهی وفاییتا تو همدمِ شبهای منیشبها شاهدِ تبهای منیهمچون آتشیشعله میکِشیشمع هر انجمنیای دل ز تو ما را چه نصيبی بود!؟گشتم ز تو رسوا، چه فريبی بود.غمهای جهان را تو خريداریآخر تنِ ما را چه شکيبی بود!؟به کجا؟ به کجا بریام ای دلِ رسوا!؟به کجا ای دل رسوانکُنی تو چرا پروا!؟باز شب اومد، شب اومد، شب اومد، شبباز تب اومد، تب اومد، تب اومد، تبیار کجایی که بجویی دلمجون به لب اومد، لب اومد، لب اومد، لبتو همه وجود منیهمه تار و پود منیتو صدای قلب منیمن توام تو منی تو منیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعاشق سرمست و بی پروا منمبی خبر از خویش و ازدنیا منمآمدی که با دلم گفتگو کنیخانه دل مرا زیر و رو کنیاز چه رو تو ندانستی که دلی نمانده مرارنج این غم زندگی به جان رسانده مراسر تا پا گنهم نگهم گویدراز زندگی تبهم گویدسرد و خاموشم همه شب تنهااین افسـانهشب سیهم گویداز چه رو تو ندانستی که دلی نمانده مرارنج این غم زندگی به جان رسـانده مرااشکم آهم سوزم دردم در جان خود غم پروردمکه آتش درونم خدای من مرا رها نکردهدر این غمم که سوزد ز آ ه من دلت خدا نکردهگر ز ابر چشمم باران باردیاد دل نشان از یـــاران دارمعشق آتشینی بر جان دارمکه آتش درونم خدای من مرا رها نکردهدر این غمم کـه سوزد ز آه من دلت خدا نکردهشمع و پروانه منم، مست میخانه منمرسوای زمانه منم، دیوانه